خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )
13
نهج البلاغة ( فارسى )
معنى اين حديث را بعضى چنين گفتهاند و اين بنا بر ظاهرست . و بعضى گفتهاند معنى اين حديث بحسب حقيقت كه من افصح عربم به جهت آنكه گفتهاند كه ضاد مخصوص لغت عربست و در لغت غير عرب نمى باشد . پس اين حديث دلالت كرد بر افصحيت حضرت رسالت پناه ص نسبت بعرب و هر گاه كه آن حضرت افصح عرب باشد لازمست كه افصح باشد نسبت به غير عرب نيز بطريق اولى زيرا كه عرب افصح از غير عربست . پس اين حديث دلالت كرد بر افصحيت حضرت رسالت پناه ص نسبت بعرب و عجم . و ازين سخنان كه مذكور شد ظاهر گشت فضيلت فصاحت و بلاغت و چون هيچ كلام بعد از كلام ملك علام و كلام حضرت رسالت پناه عليه الصلاة و السلام « افصح و ابلغ از كلام حضرت امير المؤمنين على ع نيست » و لهذا كلام آن حضرت را دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق گفتهاند ، ناچارست از معرفت فصاحت و بلاغت و لو احق و توابع و شرايط آن تا فهم معنى از آن كلام شريف في الجملة ميسر شود . فصل فصاحت در لغت ظهور و بيان است و در اصطلاح علما گاهى صفت كلمه مى باشد و گاهى صفت كلام و گاهى صفت متكلم . اما فصاحت كلمه آنست كه آن كلمه خالى باشد از تنافر حروف يعنى حروف آن كلمه ثقيل نباشد بر زبان چون « مستشزرات » و خالى باشد از غرايب يعنى [ 5 ب ] آن كلمه وحشى المعنى و غريب الاستعمال نباشد مثل « اسطقس » و خالى باشد از مخالفت قياس اهل لغت يعنى آن كلمه مخالف لغت نباشد چون لفظ « اجلل » چنان كه شاعر گويد : « الحمد للهّ العلى الاجلل » قياس آن اجل بود
--> ( 1 ) آستانه ( چنين ) ندارد ( 2 ) آستانه : گفته ( 3 ) سپه : پس ازين ( 4 ) يعنى حضرت بارى ( 5 ) سپه فقط : عليه السّلام ( 6 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد : لهذا ( 7 ) سپه بدون ال : خالق - مخلوق ( 8 ) سپه : معرفت معنى ( 9 ) در نسخهء سپه جايش خالى مانده - مستشزرات مرتفعات ( مطول ) ( 10 ) هر دو نسخه غرايب شايد : غرابت ( 11 ) سپه : قياس آن بود كه اجل باشد